تبليغاتX
هنری ورزشی
درباره وبلاگ


به یاد فرهاد


منوي اصلي

نوشته هاي پيشين

موضوعات

نويسندگان

لينك دوستان

پيوندهاي روزانه

پیگیری های خود را در خصوص حضور در لیگ قهرمانان آسیا ادامه می دهیم/ استقلال باید پرسپولیس را می برد
محمد رضا بهمنی بازرس سازمان تربیت بدنی در باشگاه استقلال گفت: شنیده ام بن همام اعلام کرده حذف استقلال از رقابت های لیگ قهرمانان آسیا به دلیل اهمال مسئولان این باشگاه بوده با این حال این موضوع چیزی را برای ما عوض نمی کند.

محمدرضا بهمنی در گفتگو با خبرنگار مهر ضمن بیان این مطلب تصریح کرد: ما از طریق وکیل خود پیگیر این مساله شده ایم و از طریق او هم به کار خود ادامه خواهیم داد.

نوشته شده در: یکشنبه دوازدهم فروردین 1386 ساعت : 13:47 نويسنده :نصرت الله خلیلی - لينك ثابت
[ ادامه مطلب ] موضوع : ()

موقعیت های گل استقلال و پرسپولیس برابر بود/ در فوتبال امروز به موقعیت امتیاز نمی دهند
سرمربی تیم فوتبال استقلال پس از تساوی یک بر یک تیمش برابر پرسپولیس در جمع خبرنگاران گفت : هر دو تیم بازی خوب و قابل قبولی را به نمایش گذاشتند .

به گزارش خبرنگار مهر ، عبدالصمد مرفاوی با بیان این مطلب در جمع خبرنگاران گفت: همان طور که انتظار می رفت دو تیم نتواستند مطابق انتظار ظاهر شده و بازی قابل قبول خود را به نمایش بگذارند علت این امر نیز حساسیت بالای بازی بود که اجازه کارکردن به دو تیم را نداد .

نوشته شده در: یکشنبه دوازدهم فروردین 1386 ساعت : 13:40 نويسنده :نصرت الله خلیلی - لينك ثابت
[ ادامه مطلب ] موضوع : ()

اسفندیار منفرد زاده در آثارش بیشتر از غریزه و ذوق درونی خویش بهره می گرفت

اسفندیار منفرد زادهاسفندیار منفرد زاده متولد سال 1319 در شهر تهران می باشد. وی بعد از اتمام هنرستان موسیقی وارد دانشکده ی هنرهای زیبای دانشگاه تهران شد ولی بعد از دو سال و نیم آن را رها کرد. بار دیگر بعد از ساختن موسیقی فیلم قیصر از آثار برجسته مسعود کیمیایی برای مدت 9 ماه جهت ادامه تحصیل به شهرهای برلین و وین رفت ولی آنجا نیز تحصیلات خود را نیمه کاره رها کرد. او در آثارش بیشتر از غریزه و ذوق درونی خویش بهره می گرفت. او نزدیک به هشت سال با رادیو در زمینه آهنگسازی همکاری داشت و در حدود 5 سال نیز در اداره فعالیت های فوق

نوشته شده در: پنجشنبه دوم فروردین 1386 ساعت : 11:12 نويسنده :نصرت الله خلیلی - لينك ثابت
[ ادامه مطلب ] موضوع : ()

هدیه تهرانی
نوشته شده در: چهارشنبه سیزدهم دی 1385 ساعت : 17:40 نويسنده :نصرت الله خلیلی - لينك ثابت
موضوع : ()

عکس
نوشته شده در: چهارشنبه سیزدهم دی 1385 ساعت : 17:37 نويسنده :نصرت الله خلیلی - لينك ثابت
موضوع : ()

دربی 61
Abieteh Dot Com Forums
نوشته شده در: پنجشنبه یازدهم آبان 1385 ساعت : 23:0 نويسنده :نصرت الله خلیلی - لينك ثابت
موضوع : ()

نوشته شده در: یکشنبه هفتم آبان 1385 ساعت : 15:34 نويسنده :نصرت الله خلیلی - لينك ثابت
موضوع : ()

گزارش تصویری از بیمارستان
علی انصاریان در دقایق پایانی بازی با راه آهن در یک برخورد شدید به صورت جدی مصدوم شد و به بیمارستان منتقل گردید. ما نیز به عنوان نماینده سایت آبیته در بیمارستان حضور یافتیم و پس از عیادت از بازیکن متعصب تیم استقلال یک گزارش تصویری برای شما عزیزان تهیه نمودیم.



 

نوشته شده در: جمعه پنجم آبان 1385 ساعت : 20:17 نويسنده :نصرت الله خلیلی - لينك ثابت
موضوع : ()

مارلون براندو

Marlon Brando     مارلون  براندو 


من هیچوقت شاگرد با ادبی نبوده ام

-   در اتوبوسی به نام هوس    -



براندو، متولد سال1924 در اوهاما، نبراسکا، قبل از بازی در "اتوبوسی به نام هوس" از الیاکازان ، در نسخه تئاتری همین فیلم ، اثر استانلی کووالسکی در برادوی ظاهر شده بود. شخصیت براندویی با این فیلم ( اتوبوسی به نام هوس) به ظهور رسید« مرد یاغی و بدوی وبی ثباتی که همه چیز را برای خود می خواست». معهذا ، رنگین نامه هایی که این کلیشه را پروبال می دادند ، نقش های متفاوت دیگری را که این بازیگر «سبک دار» ایفا کرده بود ، ندید می گرفتند:
آدم افلیج مردان ( 1950 ، اولین فیلم او)
انقلابی مکزیکی در " زنده باد زاپاتا" 1952
مارک آنتونی در " جولیوس سزار" 1953
و سردسته اوباش موتورسوار در" وحشی" 1954
به یادماندنی ترین نقش او در اوایل کار در فیلم " در بارانداز 1954" بود. اینجا نیز وی نقش مردی طبعا خشن و بی ثبات را ایفا کرد ، ولی درونمایه های عطوفت و آسیب پذیری را در شخصیت وی به خوبی نشان داد و با این ترتیب یکی از عالی ترین بازی های سینمایی را ارائه کرد.
براندو هیچگاه احساس تحقیرش را نسبت به حرفه خود پنهان نکرده: شاید این تحقیر بیشتر متوجه جنبه تجاری صنعت سینماست تا خود بازیگری ، ولی این امر منجر به بی خیلی و نتیجتا چند کار خراب شده است:
Desiree دزیره 1954
چای خانه ماه اوت 1956
سایونارا 1957
قصه های شبانه 1964
و فیلم " کندی Candy " در سال 1968
اما کثرت نقش های او گیج کننده است: از شکسپیر تا موزیکال ، از درام تا کمدی . در " مردها و عروسک ها" در نقش اسکای مسترسون همه را مجذوب کرد. در " شورش در کشتی بونتی" نقش فلچرکریسچن ضعیف النفس را داشت. ساخت " بونتی " مصادف بود با قطع پیوند براندو با صاحبان هالیوود که از تاخیرهای طولانی در کار فیلم گله داشته و مدعی بودند که ناز و اداهای براندو مسبب آن است. حال چقدر این ادعا صحت داشته و روایت براندو از این ماجرا چه می باشد نکاتی است که همچنان در پرده ابهام است زیرا که این بازیگر به تدریج از افکار عمومی کنار کشیده و اغلب اوقات را در هاوایی می گذراند. در 1960 " سربازهای یک چشم" را کارگردانی کرد و در " تعقیب" و " انعکاس در چشمان طلایی" بازی کرد ، و سپس در 1972 در نقش دون کورلئونه در " پدرخوانده" ظاهر شد. هنگامی که آکادمی اسکار اورا به عنوان برنده برگزید ، وی زن سرخپوستی را برای گرفتن جایزه ، از جانب خود مامور کرد تا به این وسیله توجه عمومی را به وضع رقت بار سرخپوستان آمریکایی جلب کند. وی روز به روز بیشتر معطوف مسائل و مشکلات بشری شده و فیلم های اخیر او نشانگر این گونه تمایلات سیاسی و اجتماعی اوست:
اینک آخرالزمان ، فرمول و فصل سفید خشک.
براندو اینک عنوان بازیگر « متدیست و صاحب سبک » و افتخار همراهی با استنلی کووالسکی را پشت سر نهاده و در عالم حرفه ای که خود به آن چندان ارجی نمی نهد صاحب مقامی خدایگونه است!

جایزه اسکار

1.نامزد دریافت جایزه اسکار در سال 1951 به خاطر " اتوبوسی به نام هوس".
2.نامزد دریافت جایزه اسکار در سال 1952 به خاطر"زنده باد زاپاتا".
3.نامزد دریافت جایزه اسکار در سال 1953 به خاطر" جولیوس سزار".
4.برنده اسکار بهترین بازیگر مرد در سال 1954 به خاطر " One The Waterfront".
5.نامزد دریافت جایزه اسکار در سال 1957 به خاطر" سایونارا".
6.برنده اسکار بهترین بازیگر مرد در سال 1972 به خاطر" The Godfather".
7.نامزد دریافت جایزه اسکار در سال 1973 به خاطر" آخرین تانگو در پاریس".
8.نامزد دریافت جایزه اسکار در سال 1989 به خاطر" A Dry White Season".

مارلون براندو ستاره افسانه ای سينما روز جمعه 2 ژوئيه در سن 80 سالگی پس از مدتها بيماری در بيمارستانی در لس آنجلس درگذشت.
او در سال 1924 در ايالت نبراسکا به دنيا آمد. مادرش الکلی بود و پدرش زنباره ای که در کودکی خانواده اش را ترک گفت.

براندو مدتی مدرسه نظامی رفت و بعد به کارهای مختلفی مشغول شد و نهايتا برای شرکت در کلاسهای بازيگری راهی نيويورک شد و نزد استادش، استلا آدلر متد استانيسلاوسکی را آموخت.

مدتی بعد براندو به مدرسه بازيگری "اکتورز استوديو" که اليا کازان آن رامی چرخاند، راه پيدا کرد و در آنجا زير نظر لی استراسبرگ متد اکتينگ( روشی که بازيگر برای اجرای نقش بايد مدتی آن نقش را زندگی کند) را تکميل کرد.


نمائی از فيلم اخرين تانگو در پاريس

اوپيشکسوت سبکی معروف به "متدی" بود که بلافاصله پس از او بازيگرانی مانند جيمز دين و مونتگومری کليفت و سالها بعد پل نيومن، داستين هافمن و رابرت دونيرو با درخشش خود اين سبک را در سينمای آمريکا تثبيت کردند.

بازی او در نقش استنلی کووالسکی در نمايش اتوبوسی به نام هوس نوشته تنسی ويليامز و به کارگردانی اليا کازان در سال 1947 او را به يکی از بازيگران معتبر صحنه تئاتر آمريکا تبديل کرد.

نخستين حضور براندو بر پرده سينما بازی در فيلم مردان ساخته فرد زينه مان در سال 1950بود. او برای آماده کردن نقشش در اين فيلم بيش از يک ماه خود را در بيمارستان بستری کرد. کاری که از ديد بسياری از بازيگران مجرب آن دوران مانند لارنس اليويه يا کلارک گيبل حماقت محض محسوب می شد.


بازی در فيلم پدرخوانده دوباره براندو را به اوج شهرت رساند

براندو در سال 1952 در نسخه سينمائی نمايشنامه اتوبوسی به نام هوس در کنار ويوين لی بازی کرد که به عنوان يکی از بهترين آثار سينمائی آمريکا شناخته می شود.

او در سالهای دهه 1950 در کنار جيمز دين و مونتگمری کليفت به يکی از ستاره های مشهور هاليوود بدل شد.

شهرت او در سالهای پايانی دهه 1960 کمی افول کرد اما در دهه 1970 با درخشش در فيلم پدرخوانده بار ديگر نامش بر سر زبانها افتاد.

اما مهمترين نقشی که در ابتدای فعاليت سينمائی اش بازی کرد فيلم در بارانداز ساخته اليا کازان بود که نخستين اسکار را برای براندو به ارمغان آورد.

اما بازی درخشان براندو در فيلم پدرخوانده در سال 1972 شايد ماندگارترين نقش سينمائی باشد که يک بازيگر در طول تاريخ سينما بازی کرده است.


چاقی مفرط در سالهای پايانی برای براندو بسيار دردسر آفرين بود

فرانسيس فورد کاپولا کارگردان پدرخوانده برای متقاعد کردن تهيه کنندگان فيلم برای انتخاب براندو تلاش زيادی کرد چرا که عقيده داشتند زمان اين بازيگر ديگر گذشته است.

براندو برای بازی در اين نقش دومين اسکار را بدست آورد که به نشانه اعتراض به نوع به تصوير کشيدن سرخپوستها درهاليوود، از پذيرفتنش سر باز زد و به جای خود يک دختر سرخپوست را برای گرفتن جايزه به روی صحنه فرستاد.

پس از پدرخوانده دوباره نام براندو در جهان سينما مطرح شد. پس از اين بود که براندو در فيلمهای مطرحی مانند آخرين تانگو در پاريس، اينک آخر الزمان و آبگيرهای ميسوری بازی کرد.

نقش کوتاه او در انتهای فيلم اينک آخرالزمان نيز از به ياد ماندنی ترين نقشهای تاريخ سينماست.


شورش در کشتی بونتی

براندو برای بازی در نقش کوتاهی در فيلم سوپرمن بالاترين دستمزد آن زمان را گرفت.

در سال 1991 يکی از يازده فرزند براندو به جرم قتل دوست خواهرش به پنج سال زندان محکوم شد.

مدتی پيش مجله Premiere چاپ آمريکا، در يک رای گيری نقش دون کورلئونه( با بازی براندو) در فيلم پدرخوانده را به عنوان ماندگارترين شخصيت تاريخ سينما برگزيد.

براندو يک بار هم در مقام کارگردان در پشت دوربين قرار گرفت. اين فيلم سربازهای يک چشم نام داشت که در سال 1961 ساخته شد.

در آخرين فيلم، براندو داشت نقش خودش را بازی کرد. نام اين فيلم که به تازگی ساخته شده است برادوی : عصر طلائی است.

براندو هفت بار نامزد دريافت اسکار شد که  دوبار به او تعلق گرفت.

فيلم نگاري :
مردان 1950
اتوبوسي به نام هوس 1951
زنده باد زاپاتا 1952
جوليوس سزار 1953
دزيره 1954
وحشي 1954
در بارانداز 1954
مردها و عروسكها 1955
چايخانه ماه اوت 1956
سايونارا 1957
شيرهاي جوان 1958
فراري 1959
سربازهاي يك چشم 1961
شورش در كشتي بونتي 1962
آمريكايي پليد 1963
داستان تختخواب 1964
نام رمز مريتوري 1965
آپالوزا 1966
تعقيب 1966
ديدار مارلون براندو 1966
كنتسي از هنگ كنگ 1967
انعكاس در چشم طلايي 1967
كندي 1968
بسوزان 1969
شب روز بعد 1969
پدرخوانده 1972
ولگرد نيمه شب 1972
آخرين تانگو در پاريس 1973
آبخيزهاي ميسوري 1976
سوپرمن 1978
اينك آخرالزمان 1979
نبرد براي آمازون 1979
فورمول 1980
فصل سپيد و خشك 1989
فرش من 1990
كريستوفر كلمب 1992
جيمي هاليوود 1994
دون ژوان دو ماركو 1995
جزيره دكتر مورو ۱۹۹۶
شجاع ۱۹۹۷
پول مفت ۱۹۹۸
امتياز ۲۰۰۰

 

سایر مقالات در مورد مارلون براندو

آرشیو عکس مارلون براندو

سایر سایتها در مورد مارلون براندو

نوشته شده در: شنبه بیست و پنجم شهریور 1385 ساعت : 13:4 نويسنده :نصرت الله خلیلی - لينك ثابت
موضوع : ()

استقلال
 اخبار باشگاه استقلال تهراناز خط حمله راضي‌ام
داسيلوا چندان موفق نبود


سرمربي تيم فوتبال استقلال تهران پس از پيروزي 2 بر يك تيمش در اولين هفته از رقابت‌هاي ليگ برتر، گفت: خوشحالم كه استقلال توانست بازي راضي‌كننده‌اي را به نمايش بگذارد.

صمد مرفاوي در جمع خبرنگاران گفت: چون اولين هفته‌ي رقابت‌هاي ليگ برتر بود و هنوز تيم‌ها به انسجام لازم نرسيده‌اند، قطعا كيفيت اين بازي‌ها نيز چندان مطلوب نيست. از اين‌كه استقلال در اولين ديدارش 3 امتياز را كسب كرد بسيار خرسندم.
نوشته شده در: یکشنبه نوزدهم شهریور 1385 ساعت : 11:4 نويسنده :نصرت الله خلیلی - لينك ثابت
موضوع : ()

سینمای ایران "پنج میلیارد تومان" در نیمه‌ی نخست سال فروخت
سینمای ایران "پنج میلیارد تومان" در نیمه‌ی نخست سال فروخت
سینمای ایران "پنج میلیارد تومان" در نیمه‌ی نخست سال فروخت
آمار فروش فیلمهای ایرانی به نمایش درآمده در سینماهای تهران در شش ماهه اول امسال، از فروش بیش از پنج میلیارد تومانی در سینماهای تهران خبر می‌دهد.
نوشته شده در: یکشنبه نوزدهم شهریور 1385 ساعت : 10:58 نويسنده :نصرت الله خلیلی - لينك ثابت
موضوع : ()

كاظميان برگ برنده استقلال
اگر تا پايان هفته جارى جواد كاظميان، هافبك مهاجم پرسپوليس در هيأت فوتبال تهران حاضر شد و با استقلالى ها امضاى قرارداد كرد تعجب نكنيد. دست اندركاران نقل و انتقالات باشگاه استقلال شب گذشته به ثمر نشستن اقدام خود براى جذب اين بازيكن را به طور تلويحى رو كردن برگ برنده در فصل نقل و انتقالات ذكر كردند.
نوشته شده در: یکشنبه بیست و پنجم تیر 1385 ساعت : 18:22 نويسنده :نصرت الله خلیلی - لينك ثابت
موضوع : ()

اینم تاج تهران
 
نوشته شده در: دوشنبه پنجم تیر 1385 ساعت : 20:42 نويسنده :نصرت الله خلیلی - لينك ثابت
موضوع : ()

مجتبی جباری
نوشته شده در: دوشنبه پنجم تیر 1385 ساعت : 20:41 نويسنده :نصرت الله خلیلی - لينك ثابت
موضوع : ()

هنري
Saturday, May 06, 2006 ابراهيم گلستان قصد داشتم مطالبی تدريجی درباره گلستان بياورم ، ولی حجم آن چنان شد كه تصميم گرفتم به پاس ارزش آثار او سايتی مهيا كنم . آدرس سايت در كنار اين وبلاگ قرار دارد. اين سايت مستمرا" به روز و تكميل تر خواهد شد. هر از گاه سری به آن بزنيد. [ 1:06 AM ] پيوند به اين مطلب -------------------------------------------------------------------------------- Sunday, March 26, 2006 چهارشنبه سوری اصغر فرهادی - ۱۳۸۴ مشخصات كامل فيلم ملودرامی پُركشش ، امروزی ، و ضروری چهارشنبه سوری فيلمی است كه با كمی اغماض می توان از پنج ستاره ، چهار ستاره برای آن قائل شد. فيلمنامه آن بافتی ظريف و جزئياتی منسجم دارد و ملودرامی منتهی به يك تراژدی اجتماعی را شكل می دهد. فيلم با طرح سوءظن مژده به شوهرش مرتضی و كنش و برخورد او ، مسئله ای خانوادگی را با جلب ترحم و همذات پنداری مخاطب نسبت به طرفين آغاز كرده و گره ء اول داستانی خود را بسادگی و سريع طرح می كند، ورود روحی دخترك كارگر به خانواده آنها و جابجايی او و درگيريش در اين ماجرا داستان را پيش برده و با عطف دويی غافلگيركننده به پايانی موجه و غيركليشه ای می رساند، پايانی كه قطعا" خوش نيست و در همينجاست كه بستر ملودرام اثر به تراژدی اجتماعی تغيير می يابد. فيلم با چهار شخصيت اصلی ساخته شده است : مژده ﴿هديه تهراني﴾ ، مرتضی ﴿حميد فرخ نژاد﴾ ، روحی ﴿ترانه عليدوستي﴾ ، و سيمين ﴿پانته آ بهرام﴾. هديه تهرانی عالی است ، شك و عصبيت و خشم مژده به سرعت و با سادگی در جان تماشاگر می نشيند. فرخ نژاد كه پس از دو كار شاخص "عروس آتش" و "ارتفاع پست" به يك تيپ كليشه ای صِرف تبديل شده بيشتر موفقيت انتخاب كننده ء بازيگران (Casting) فيلم را نشان می دهد تا خودش : آبادانی مستاصل و آشفته ای كه "به زعم خود خر است!" كاملا" تكراری ، ولی در چهارشنبه سوری بدردبخور و كارآمد است. ترانه عليدوستی در نقش روحی كه نقشی پيش برنده و كليدی در فيلم است بطور نسبی و بهرحال از عهده برآمده و در كل موفق است، او ناظر و شاهد عينی و قاضی ماجراست ، تصور كنيد با حذف او چه بر سر ساختار و چهارچوب اصلی فيلمنامه می آيد؟ مناسبترين جايگزين برای ترانه عليدوستی شايد گلشيفته فراهانی می بود كه شايد بازی او هم چندان تفاوتی با عليدوستی نمی داشت. باران كوثری يا پگاه آهنگرانی بخاطر فيزيك چهره و پيكر بكلی برای اين نقش نامناسبند. پانته آ بهرام هم به استثنای ضعف فاحش بازی در سكانس بشدت ضعيف ملاقات با مرتضی در اتومبيل ﴿كه در پايان سكانس و با تركاندن بمب موتورسواران تا حدی آنرا جبران می كند﴾، در بقيه موارد قابل قبول و موفق است. چهارشنبه سوری در فيلمبرداری و صداگذاری سوراند ﴿Surround﴾ و انتخاب زمان وقوع داستان در فيلمنامه موفق است. دوربين پرتحرك و صداهای جانبی و تدوين سريع و صحنه آرايی هارش همه در خدمت عرضه ء فضای متشنج زندگی اين خانواده به مخاطبند. فيلم ، فيلم ِ جزئيات است با فضايی بسته ، بيشتر ِ كار در آپارتمان مژده و مرتضی می گذرد. گردش چهارشنبه سوری مرتضی و اميرعلی و روحی هم بگونه ای در فضای بسته اتومبيل شكل می گيرد. و اما زمان وقوع داستان : چهارشنبه سوری. از نخستين نماها با صدای ترقه و بمب و شلوغی و تردد در فضای متشنج اين جشن باستانی كه حالا ديگر به روز فرافكنی و تخليه عمومی بدل شده قرار می گيريم ، فيلم هرچه به انتها نزديكتر می شود صداها و شلوغی و ترقه ها پرحجم تر می شوند و موسيقی فيلم نيز در كنار افكت های صوتی ، فضاسازی موازی و كارآست. در سكانس پايانی بازگشت مرتضی به خانه ، صداها و موسيقی تحليل می روند ... تحليل می روند تا بازيگر و مخاطب را در فكر رها كنند و يك سوال را در ذهن بجا گذارند : "چطور می شود به اينجا رسيد"؟ ظرافت های داستانی و پيچش های ظريف مضمونی، پيش آگهی های جزئی ولی كارآمد در جای جای فيلم به چشم می خورند : - "بوشو می ده". - "اين روبرويی ها هم كه فردا ۴ صبح می رن دوبی". - فندك سيمين و حضور صاحبخانه و چايی گذاشتن ِ روحی. - عطر سيمين و نحوه بخاطر سپاری بوی آن توسط روحی. - مهربانی سيمين و جلب ناخودآگاه سمپاتی روحی و ... فيلمنامه ء فيلم با دقت و موجز نگاشته شده و همين امر باعث شده تا مضمون سطحی اوليه ء ملودرام كه وجه عامه پسندتری دارد با وجه سينمايی و پُر كشش كار و تعليق و فريب تماشاگر حرفه ای تر در قضاوت ﴿تا پيش از رو شدن دست مرتضی با آن شخصيت ظاهرالصلاحش﴾ و بار تراژيك اجتماعی كه برآيند نهايی اثر و وجه خاص آن است بخوبی ممزوج شده و فيلم متبوع عام و خاص گردد. فروش روزافزون اثر در سينماهای تهران شاهد خوبی بر اين مدعاست. با تماشای چهارشنبه سوری خسته و بی نتيجه از سالن خارج نمی شويد. سينمای ايران كه مدتهاست دچار ضعف فروش و اضمحلال بطئی است، بهتر است بجای ساخت فيلم های اصطلاحا "دختر - پسری" يا "زن و شوهری" لوده و سخيف كه ديگر حتی مخاطبين سهل پسند هميشگی خود را هم ندارند به ساخت فيلم هايی چون چهارشنبه سوری روی آورد تا هم دردهای سركوفته و چون بغض در گلو خفته ء اين چنينی را نمايش دهد و هم مخاطب جذب كند. استقبال مردم از چهارشنبه سوری بيان گر يك نكته است : "تا نباشد چيزكی مردم نگويند چيزها". سينما هنر است و هنر وظيفه اش فقط سرگرمی سازی نيست. [ 5:10 PM ] پيوند به اين مطلب -------------------------------------------------------------------------------- Thursday, March 23, 2006 ابراهيم گلستان دوباره بينديشيم گفتگوی ابراهيم گلستان با پرويز جاهد كه نخستين بار در بهار ۱۳۸۴ با عنوان "نوشتن با دوربين" چاپ شد، حاوی نظرات و مواضعی است كه گلستان پس از سال ها مجددا" در فاصله ژوئن ۲۰۰۲ تا دسامبر ۲۰۰۳ ﴿ خرداد ۱۳۸۱ تا آذر ۱۳۸۲﴾ ابراز كرده است. اين بار با تفصيلی بيشتر و گردآوری شده در يك جا. نظرات و موضع گيری بسياری از هنرمندان و هنر پردازان امروز در قبال گفته ها و نظرات گلستان جمع بندی مناسب و بهتر بتوان گفت عادلانه ای ﴿و صد البته نه الزاما" صحيحى﴾ را در قبال گلستان و نظراتش و حقيقت نهفته درباره بسياری از ابراز نظرات وی به دست می دهد. حقايقی كه دانستن آنها برای روشنی راه آينده بسيار مفيد است. شناخت زمينه های فكری و رفتاری و جهت گيری هايی كه به تعبيری نظام خان خانی و ملوك الطوايفی هنر ايرانی را نيز پالايش دهد. نظراتی كه در "نوشتن با دوربين" و متقابل با آن آمده است، مستقيم و غيرمستقيم به شناخت ابراهيم گلستان و ارزش والای او در تاريخ فرهنگ و هنر ۸۰ ساله اخير ايران نيز كمك خواهند كرد. اول بهتر است با خود ابراهيم گلستان دوباره آشنا شويم : بیوگرافی مختصر : ابراهيم گلستان در سال ۱۳۰۱ شمسی در شيراز به دنيا آمد. پدرش مدير روزنامه "گلستان" در شيراز بود. در ۱۳۲۰ به تهران آمد و وارد دانشكده حقوق دانشگاه تهران شد اما پس از مدتی تحصيل را نيمه كاره رها كرد و جذب فعاليت های سياسی در حزب توده شد. پس از مدتی بدنبال اختلاف با روش سران آن حزب از حزب جدا شد و به كار خبری و عكاسی و فيلمبرداری برای شبكه های تلويزيونی بين المللی و آژانس های خبری مشغول شد. گلستان در سال ۱۳۲۶ نخستين قصه اش را به نام "به دزدى رفته ها" نوشت كه همان سال در ماهنامه مردم و بعدها در ۱۳۲۸ در مجموعه ای با عنوان "آذر ، ماه آخر پاييز" منتشر شد. در همين دوران داستان هايی از ارنست همينگوی ، ويليام فاكنر و چخوف را ترجمه كرد كه آن ها را در مجموعه ای تحت عنوان "كشتى شكسته ها" منتشر ساخت. او كه از جوانی به عكاسی و فيلمبرداری علاقمند بود نزد خود با اين فنون آشنا شد. بيشتر مطالعات ادبی آغازين او هم در سال های ۱۳۲۶ تا ۱۳۳۰ مربوط به خواندن آثار كافكا ، اشتاين بك ، يوجين اونيل ، هرمان هسه ، فاكنر و همينگوی بوده ولی بيشتر به آثار همينگوی و فاكنر علاقه نشان داده است. گلستان در بيشتر داستان های دهه سی اش سرگذشت شكست و سرخوردگی آدم هايی را بازگو می كند كه آرزوهای بزرگی در سر داشته و برای آن مبارزه كرده اند. پس از كودتای ۲۸ مرداد ۱۳۳۲ گلستان به عنوان طرف قرارداد ، اداره امور دايره تهيه عكس و خبر كنسرسيوم نفت را عهده دار می شود و از مجموع فيلم های خبری شخصی و با كمك فيلم هايی كه به كمك دوربين بولكس ۱۶ ميليمتری شخصی خود گرفته ، مستند "از قطره تا دريا" را می سازد. اين فيلم يعنی نخستين فيلم مستند گلستان ، بشدت مورد پسند رئيس فرانسوی كنسرسيوم و آرتور التون مستندساز سرشناس انگليسی و رئيس بخش فيلم كمپانی شل ﴿Shell﴾ انگلستان قرار می گيرد. در ۱۳۳۶ مجموعه داستان "شكار سايه" را منتشر می كند و پس از آن دست به كار تهيه و ساخت مجموعه مستندی برای كنسرسيوم با نام مجموعه "چشم اندازها" می شود كه ساخت اين مجموعه از ۱۳۳۶ تا ۱۳۴۱ طول می كشد. نخستين بخش اين مجموعه با نام "يك آتش" درباره مهار چاه های نفت دچار حريق شده است، آتشی كه برخی آن را يكی از بزرگترين آتش سوزی های تاريخ نفت دانسته اند و خاموش كردن آن شصت و پنج روز طول كشيده است. "يك آتش" در ۱۳۴۰ برنده جايزه مركور طلايی بخش فيلم های مستند جشنواره فيلم ونيز و پس از آن شير سن ماركو شد. از حيث دريافت جايزه ، اين فيلم نخستين اثر سينمايی ايران در تاريخ سينمای جهان است كه موفق به اخذ جايزه ای بين المللی شده است. پس از آن گلستان در ادامه مجموعه "چشم اندازها" ، مستند استثنايی و معروف خود با نام "موج و مرجان و خارا" را در سال ۱۳۴۱ ﴿شروع ساخت از سال ۱۳۳۷ بوده است﴾ عرضه می كند. كنسرسيوم كه "چشم اندازها" مسحورش كرده بود ، در همان حدود ۱۳۳۶ تا ۱۳۳۷ برای گلستان تدارك استوديو گلستان را به صورت اجاره بشرط تمليك ﴿Lend Lease﴾ می بيند، تجهيزاتی كامل كه بهای آن از طريق حق الزحمه و دستمزد كارهای آتی گلستان پرداخت شد. "موج و مرجان و خارا" با تجهيزات استوديو گلستان و كمك برادرش شاهرخ گلستان و همكاران مورد علاقه اش : محمود هنگوال ، فروغ فرخزاد ، و برادران ميناسيان و عده ای ديگر ساخته شد و ستايش همگان را برانگيخت. گلستان در ۱۳۴۱ دست به كار ساخت نخستين فيلم بلند سينمايی اش با نام "دريا" بر اساس داستان كوتاه "چرا دريا توفانى شده بود؟" ﴿"شبى كه دريا توفانى شد"﴾ صادق چوبك شد ولی پس از فيلم برداری چند سكانس از ادامه كار صرفنظر كرد و آن فيلم نيمه كاره رها شد. گلستان در همين سال فروغ فرخزاد را از طرف استوديوی خود مامور ساخت فيلم مستند "خانه سياه است" كرد و خود ضمن مشاوره و همفكری با فروغ در اين زمينه ، مشغول ساخت فيلم كوتاه "خواستگارى" به سفارش موسسه فيلم ملی كانادا شد. فيلم "خانه سياه است" چندان مورد استقبال منتقدان وقت ايرانی قرار نگرفت ولی عليرغم ممانعت گلستان از نمايش محدود آن ﴿به بهانه ء كراهت﴾ در جشنواره كن ، جايزه نخست بهترين فيلم مستند جشنواره اوبرهازن آلمان ﴿۱۹۶۴﴾ را دريافت كرده و مورد تقدير داوران جشنواره ء مؤلف پزاروی ايتاليا در ﴿۱۹۶۷﴾ قرار گرفت. مستند بعدی گلستان با عنوان "تپه هاى مارليك" در ۱۳۴۲ درباره كشفيات باستان شناسی در منطقه مارليك ايران جايزه شير سن ماركو در جشنواره ونيز ۱۹۶۴ را بدست آورد. گلستان در ۱۳۴۴ نخستين فيلم بلند سينمايی و داستانی اش با نام "خشت و آينه" را می سازد. "خشت و آينه" به حق و به زعم بسياری نخستين فيلم روشنفكری و غيرمتعارف سينمای ايران است. در ۱۳۴۵ به سفارش بانك مركزی ايران مستند "كنجينه هاى گوهر" ﴿"گنجينه هاى سلطنتى"﴾ را می سازد و تا هجرتش از وطن دو فيلم مستند ديگر با عناوين "خراب آباد" و "خرمن بذر" را عرضه داشته و در ۱۳۴۶ به انگلستان می رود. او در ۱۳۵۰ دوباره به ايران بازگشت. "اسرار گنج دره جنى" را در ۱۳۵۲ ساخت و با توقيف آن پس از يك هفته نمايش برای هميشه از ايران رفت. پس از خروج از ايران سه داستان خود را در مجموعه "مد و مه" ﴿۱۳۴۸﴾ و داستان بلند ديگرش "خروس" را در ﴿۱۳۴۹﴾ و پس از آن "گفته ها" را كه مجموعه ای است از نوشته های غيرداستانی و گفت گو منتشر كرده و دو داستان "برخوردها در زمانه برخورد" و "...؟" را در دست چاپ داشته و يك داستان فعلا" بدون عنوان ديگر را هم می نگارد. گلستان در حال حاضر در لندن اقامت دارد و همچنان می نويسد و می خواند. او از گفت گو و مصاحبه های روزنامه نگارانه بشدت پرهيز می كند و لحنی تلخ و تند دارد ولی اين امر مانع درك او بعنوان فرهيخته ای ايرانی كه مايه مباهات و افتخار اين آب و خاك است نمی شود. به هيچ وجه نان به كسی قرض نمی دهد و اهل ريا نيست ، از نيش و زخم زبان ديگران و انتقاداتشان نيز واهمه ای ندارد. حضور او در سن ۸۳ سالگی برای ادب ما جدا" غنيمت است. عمرش دراز باد. زمستان ۱۳۸۴
نوشته شده در: دوشنبه پانزدهم خرداد 1385 ساعت : 11:21 نويسنده :نصرت الله خلیلی - لينك ثابت
موضوع : ()

جباری در استقلال ماندنی شد!
نوشته شده در: شنبه سی ام اردیبهشت 1385 ساعت : 9:31 نويسنده :نصرت الله خلیلی - لينك ثابت
موضوع : ()

سپاهان و پرسپولیس در میدان ونک!!!!!!!!!
نوشته شده در: دوشنبه بیست و پنجم اردیبهشت 1385 ساعت : 9:44 نويسنده :نصرت الله خلیلی - لينك ثابت
موضوع : ()

در گفت و گو با فريدون جيراني ، كارگردان سينما
 

ناصر ملك مطيعي اولين ستاره ايران بود

در سالهاي ۱۳۴۸ تا ۱۳۴۳ فردين، نقش فرد لات و جوانمرد را بازي مي كند

بهروز وثوقي از ۱۳۴۸ تا ،۱۳۵۷ معروف ترين ستاره سينماي ايران مي شود

از چپ به راست : فردين و ناصر و بهروز

فريدون جيرانيآنچه امروزه بيش از هر چيز نظر قشر جوان را به خود جلب مي كند، آخرين خبرها در مورد جزئيات زندگي خصوصي بازيگران سينمايي است. بويژه بازيگراني كه به عنوان شخصيتهاي رؤيايي و اسطوره هايي اسرارآميز و ستارگاني درخشان در آسمان سينما ظاهر شده اند. آنطور كه پيداست قهرمان شدن و ستاره گرايي در ايران، سلسله مراتب اجتماعي از ارزشها را به وجود آورده است به گونه اي كه گويا ستارگان مي توانند براي جوانان، همچون پلي ميان دنياي واقعي و دنياي آرماني مطرح باشند.

نوشته شده در: دوشنبه هجدهم اردیبهشت 1385 ساعت : 19:41 نويسنده :نصرت الله خلیلی - لينك ثابت
[ ادامه مطلب ] موضوع : ()

فریدون فروغی
 

فريدون را فراموشي و خاموشي كشت

فريدون فروغيفريدون فروغي را چگونه بايد نوشت كه سكوتي سنگين عاقبت اورادرهم شكست . فريدون فروغي ، چهارمين و آخرين فرزند خانواده ي فروغي در تاريخ 9/11/1329 درتهران متولد شد. او در زمينه ي موسيقي هنرمند كاملي ست . زيرا علاوه بر خوانندگي ، در نواختن گيتار ، پيانو و ارگ مهارت خاصي داشته است و به كار آهنگسازي و ترانه نيز مي پرداخته است. او تنها پسر خانواده بود و سه خواهر به نامهاي (پروانه ، عفت و فروغ) داشت كه هم اكنون در قيد حيات مي باشند. فتح الله فروغي ، كارمنداداره ي دخانيات بود.

نوشته شده در: دوشنبه هجدهم اردیبهشت 1385 ساعت : 17:5 نويسنده :نصرت الله خلیلی - لينك ثابت
[ ادامه مطلب ] موضوع : ()

انتخاب شخصيت های ماندگار سينمای ايران

انتخاب شخصيت های ماندگار سينمای ايران

بهروز وثوقي  عزت الله انتظامي  مسعود كيميايي  فردين و گوگوش

انتخاب شخصيت های ماندگار سينمای ايران ماهنامه فيلم در يک نظر سنجی از منتقدان و نويسندگان مطالب سينمايی شخصيت های برگزيده تاريخ سينمای ايران را معرفی کرده است. برای انتخاب اين شخصيت ها مجله فيلم از شصت منتقد مطبوعات نظرخواهی کرده، در مجموع نام نزديک به دويست شخصيت سينمای ايران از آغاز تا امروز در انتخاب ها آمده و حتی يک شخصيت صامت يعنی حاجی آقا در فيلم حاجی آقا آکتور سينما نيز در ميان برگزيدگان است.

نوشته شده در: دوشنبه هجدهم اردیبهشت 1385 ساعت : 16:48 نويسنده :نصرت الله خلیلی - لينك ثابت
[ ادامه مطلب ] موضوع : ()

محمد علی فردین

فردین

 

Image hosting by TinyPic

 

درست 14 سال از خاموشی یکی از نام های بزرگ سینمای پیش از انقلاب ایران محمد علی فردین می گذرد. محمد علی فردین با نام هنری فردین از بزرگ ترین هنرپیشگان سینمای ایران در دهه ی 30 خورشیدی بود که سر انجام بعد از بیست سال دوری از سینما در سال 1379 به علت ایست قلبی در گذشت. وی علاوه بر هنر پیشگی قهرمان کشتی ایران در مقام دوم المپیک نیز بود . وی فعالیت در سینما را با فیلم ( چشمه ی آب حیات )در سال 1338 آغاز کرد و آخرین فیلمی که در آن به ایفای نقش پرداخت فیلم ( برزخی ها ) محصول سال 1361 بود .

 

Image hosting by TinyPic

پس از مرگش 4 کتاب درباره ی زندگی او منتشر شد و علاوه بر فردین را می توان تنها هنر مند عرصه ی سینما دانست که به ادبیات نیز راه پیدا کرده است . محمد علی فردین دست کم در دو دهه ی مرد اول چهره ی معروف سینمای ایران بود . اگر چه مقام او در فیلم هایش که زمانی هم به سینمای فردین معروف شد دست خوش تغییرات بوده است . می توان سینمای فردین را سینما برای سینما دانست اما برخی از روشن فکرا ن لقبی به این گونه سینما دادند که به فیلم فارسی معروف شد .

 

 Image hosting by TinyPic

 سینمایی که مجموعه ی وسیعی از مردم کوچه و بازار هواخواه آن هستند. به آن نام های گوناگونی چون هنر لاله زاری _ هنر خاکی _ کوچه بازار ... داده شده است. وی نخستین فیلم هایش را در سال های 1338 تا 1339 بازی کرد . ( چشمه ی آب حیات و فردا روشن است از ساخته های سیامک یاسمی و سردار ساگر ) اما با فریاد نیمه شب ( ساموئل خاچیکیان ) که در تابستان 1340 به نمایش در آمد در نقش جوان بزن بهادری بازی کرد که او را به چهره ی مرد اول نزدیک کرد. به فاصله ی کوتاهی فیلم بیوه های خندان ( نظام فاطمی ,1340) به نمایش در آمد که از آن به عنوان آغاز گاه سینمای فردین استفاده می شد . وی در این فیلم نقش تعمیر کار جوانی را بازی می کرد که اغلب بینندگان در چهره ی او نجابت درونی پاکیزگی اخلاقی و چهره ی فاتح و قهرمان طبقه ی محروم را می دیدند و دختری فریاد می کشد ( خسرو پرویزی 1340 ) بر جنبه های قهرمانی مرد اول تاکید بیشتری شد. اما فیلم های طلای سفید ( جمشید شیبانی ) گرگ های گرسنه ( محمد علی فردین و نظام فاطمی ) و زمین تلخ که هر سه در سال 1341 به نمایش در آمدند و تحت تاثیر فیلم های جنایی و پلیسی ساخته شده بودند. هیچ امتیازی برای فردین در مقام مرد اول نداشتند. در زن ها فرشته اند ( اسماعیل پور سعید 1342) فردین در نقش یک کلاه مخملی پاک دل ظاهر شد. که همه ی خصوصیات قهرمان فیلم دختری فریاد می کشد را یک جا در خود دارد. به اضافه ی شور و ایمان مذهبی با آقای قرن بیستم ( سیامک یاسمی 1343) تصویری از فردین ارائه شد که تا سال ها بازتاب آن د رسینمای ایران انعکاس فراوانی داشت .

Image hosting by TinyPic

در فیلم های انسان ها و قهرمان قهرمانان و خوشکل خوشکلا و گنج قارون که در طول سالهای 1343 . 1344 به نمایش در آمدند تاثیر پذیری از آقای قرن بیستم کاملا بارز است .در سالهای نیمه ی دوم دهه ی 1340 فیلم هایی که در مکتب گنج قارون ساخته شدند.اگر چه هیچ کدام شهرت و محبوبیت گنج قارون را به دست نیاوردند کمابیش زندگی همان قهرمان آس و پاس و شاد و خوش قلب و بی غل وغش را تصویر می کردند که در نزد توده ی بینندگان چهره ی کاملا آشنا بود . این آشنایی از فرط تکرار دیگر همچون گذشته بینندگان را متاثر نمی ساخت . و حس کنجکاوی آنها را بر نمی انگیخت . در حقیقت آن چه زمانی باعث پیدایش و رونق سینمای فردین شده بود به تدریج موجب از اعتبار افتادن او در نزد بینندگان سینما شد. جنبه های قهرمانی مرد اول که با خیال بافی و حادثه سازی آمیخته بود پس از گذشت تقریبا 2 دهه صورت کاملا مضحکی پیدا کرده بود . در سال های اول 1350 فیلم سازی و به تریق اولی فیلم فردینی دیگر به هیچ وجه قابلیت رقابت با فیلم های خارجی را نداشت . در حقیقت فردین یا سینما ی فردین توانست توده ی بینندگان را با سینمای ایران آشنا کند و یا در واقع آشتی دهد . اگر چه پسند و ذائقه ی همین بینندگان در جریان زمان دستخوش تغییرات بسیار شد . محمد علی فردین بعد از انقلاب 57 هم در یک فیلم ایفای نقش کرد به نام برزخی ها که موضوع آن تعداد ی مجرم در روز 22 بهمن 57 از زندان می گریزند . در یکی از مراسم هایی که فردین حضور داشت ( رضا کیانیان ) وقتی بالای صحنه رفت حضور او را مایه ی افتخار سینمای ایران دانست و سالن به احتران او به پا خواست و فردین گریست .  اما دیگر فیلم های فردین آن قبولیت عام را نیافت و یکباره این ستاره ی بی چون و چرا ی سینمای ایران از دیدگان همه محو شد . حالا بماند که خبر هایی رسید که فردین نامه های ادیده ای به شخص اول مملکت هم نوشت و رخصت فعالیت دو با ره را خواسته بود . اما با جواب های کوبنده ای مواجه شد . وقتی عشق یک انسان را از او جدا می کنند که در مورد فردین این عشق همان سینما و بازیگریست انسان کاری جز گوشه نشینی نمی تواند بر گزیند . زمان فوت فردین یک روز نامه تیتر جالبی زده بود . این که فردین فوت نکرد .... فردین دق کرد . محمد علی فردین در فروردین 1379 در 70 سالگی چشم از جهان فرو بست . مرگ محمد علی فردین ایران را به جنب و جوش وا داشت و مراسم تشییع او را به یکی از خاطره انگیز ترین مراسم وداع مردم با هنر مند محبوبشان بدل کرد . به فاصله ی اندکی 4 کتاب در باره او منتشر شد . توجه به همین مسئله کافیست که کیومرث پور احمد یکی از برجسته ترین فیلم سازان پس از انقلاب پس از چندین دهه فیلم گل یخ را از روی سلطان قلبهای وی را ساخت و فیلم را به روح وی تقدیم کرد ... یادش شاد و نامش گرامی باد.

 

Image hosting by TinyPic

 

در آخر با احترام به روح بلند هنرمند ایرانی "" محمد علی فردین  ""  تاسف  برای عمر کوتاه در بازیگری در این مملکت و نهایت احترام به خواست خود هنرمند در اوایل انقلاب و سرکوبی بی دلیلی که موجب خاموشی شور عشق در انسانی آزاده شد از دیگر قربانی این وقایع در دید نویسندگی و قلم گیری ذهن های نیمه خاموش از بزرگ مرد ادبیات ایران  "" احمد شاملو "" چند جمله ذکر می کنم :

در دنیای بی قانون که اداره و هدایتش یه دست اوباش و دیوانگان افتاده هنر چیزیست در حد تنقلات .... از آن امید نجات بخشی نمی توان داشت ... 

در دید حق گرای انسانی شما بگویید ... چرا ؟؟؟ چرا تظاهرات سکوت را در گلو نگه داشته اید ... برای او دیگر تاسف ما کاری از پیش نمی برد.

 

 

 

 

Image hosting by TinyPic

 

 

نوشته شده در: یکشنبه هفدهم اردیبهشت 1385 ساعت : 20:40 نويسنده :نصرت الله خلیلی - لينك ثابت
موضوع : ()


 

نوشته شده در: یکشنبه هفدهم اردیبهشت 1385 ساعت : 20:31 نويسنده :نصرت الله خلیلی - لينك ثابت
موضوع : ()

پرسپوليس خواستار تجديدنظر براى آرى هان شد
مدير عامل باشگاه پرسپوليس خواهان باز بينى فيلم ديدار دو تيم پرسپوليس _ ابو مسلم و تجديد نظر در رأى صادره از سوى كميته انضباطى فدراسيون فوتبال شد.
سازمان ليگ صبح امروز با ارسال نامه اى به باشگاه پرسپوليس از محروميت آرى هان در بازى با ملوان بندر انزلى خبر داد. در همين راستا مدير عامل باشگاه پرسپوليس با ارسال نامه اى، به سازمان ليگ خواستار بازبينى فيلم بازى دو تيم پرسپوليس و ابو مسلم و تجديد نظر از سوى كميته انضباطى شد.
باشگاه پرسپوليس در اين نامه متذكر شد كه در صحنه اخراج آرى هان، بازيكن تيم ابومسلم به روى محمد رضا مامانى خطا كرد و حتى موجب شكستگى بينى هافبك تيم پرسپوليس شد، ولى خداداد افشاريان بدون آشنايى به زبان هلندى و بر اساس حدسيات خود مبنى بر توهين آرى هان، اقدام به اخراج سرمربى پرسپوليس كرده است.
باشگاه پرسپوليس بر همين اساس خواستار بازبينى فيلم مسابقه شده است تا با در نظر گرفتن اشتباه داور در اخراج آرى هان، از محروميت اين مربى در بازى با ملوان جلوگيرى شود.
نوشته شده در: جمعه هشتم اردیبهشت 1385 ساعت : 22:15 نويسنده :نصرت الله خلیلی - لينك ثابت
موضوع : ()

فرهاد
.

 

 

با یاد فرهاد مهراد در سالروز درگذشت وی
کتیبه ای بر کتیبه ی فرهاد
شعر : فریدون رهنما
آهنگ : فرهاد

گرم و زنده، بر شن های تابستان
زندگی را بدرود خواهم گفت

تا قاصد میلیون ها لبخند گردم
تابستان مرا در بر خواهد گرفت و
دریا دلش را ، خواهد گشود

زمان در من خواهد مرد
و من بر زمان خواهم خفت

 

 

 

نوشته شده در: جمعه هشتم اردیبهشت 1385 ساعت : 22:9 نويسنده :نصرت الله خلیلی - لينك ثابت
موضوع : ()

بهروز وثوقی

Behrooz Vosooghi (Actor)

نام:  بهروز وثوقي

تاريخ تولد: 1316

 

 

همسر سابق گوگوش (فائقه آتشين)

برادر چنگيز و شهراد وثوقي (بازيگران سينما)

بيوگرافي

 

بخشي از فيلمشناسي

- متولد سال 1316 در خوي.

- داراي مدرك تحصيلي ديپلم

- فعاليت در زمينه دوبله (1337)

- فعاليت در زمينه تئاتر (1356)

- مهاجرت به آمريكا (1359)

طوفان در شهر ما (1337)

صد كيلو داماد (1340)

لذت گناه (1343)

خداحافظ تهران (1345)

هاشم خان (1345)

دالاهو (1346)

زني به نام شراب (1346)

بيگانه بيا (مسعود كيميايي - 1347)

دزد سياهپوش (1347)

قيصر (مسعود كيميايي - 1348)

پنجره (جلال مقدم - 1349)

رضا موتوري (مسعود كيميايي - 1349)

طوقي (علي حاتمي - 1349)

ليلي و مجنون (1349)

داش آكل (مسعود كيميايي - 1350)

رشيد (1350)

فرار از تله (جلال مقدم - 1350)

بلوچ (مسعود كيميايي - 1351)

دشنه (1351)

تنگسير (امير نادري - 1352)

خاك (مسعود كيميايي - 1352)

نفرين (ناصر تقوايي - 1352)

نوشته شده در: چهارشنبه ششم اردیبهشت 1385 ساعت : 18:43 نويسنده :نصرت الله خلیلی - لينك ثابت
موضوع : ()

« کازابلانکا » بهترين فيلمنامه تاريخ سينما شد

فيلمنامه فيلم « کازا بلانکا » محصول سال 1942 صدرنشين فهرست بهترين فيلمنامه‌های تاريخ سينما شد.

به گزارش خبرگزاری مهر، صنف نويسندگان آمريکا با انتشار بيانيه ای فهرست 101 فيلمنامه برتر تاريخ سينما را منتشر و فيلمنامه فيلم سياه و سفيد « کازابلانکا » محصول استوديو برادران وارنر را به عنوان بهترين فيلمنامه تاريخ سينما معرفی کردند.

جوليوس و فيليپ اپستين و هاوارد کوچ در سال 1941 فيلمنامه « کازابلانکا » را به رشته تحرير درآورند و اين فيلم با حضور همفری بوگارت و اينگريد برگمن کليد خورد. موفقيت « کازابلانکا » در شرايطی رقم خورد که هزار و 400 فيلم برای تصاحب اين عنوان نامزد شده بودند. در اين ميان مقام دوم جدول به فيلم « پدرخوانده » رسيد.

وودی آلن، فرانسيس فورد کاپولا و بيلی وايلدر چهره هايی هستند که هر کدام با چهار فيلمنامه در ليست برترين ها حضور دارند. چارلی کافمن، ويليام گلدمن و جان هيوستن با سه فيلمنامه حضورشان را اعلام کرده اند.

فهرست ده فيلمنامه تاريخ سينما به شرح ذيل است:

1. کازا بلانکا

2. پدرخوانده

3. محله چينی ها

4. همشهری کين

5. همه چيز درباره ايو

6. آنی هال

7. سانست بلوار

8. شبکه

9. بعضی ها داغشو دوست دارند

10. پدرخوانده 2

نوشته شده در: شنبه دوم اردیبهشت 1385 ساعت : 15:33 نويسنده :نصرت الله خلیلی - لينك ثابت
موضوع : ()

پيكر پوپك گلدره تشييع شد

پيکر پوپک گلدره، هنرمند عرصه تلويزيون و سينما، صبح امروز با حضور معاونت سينمايي و جمعي از هنرمندان و مردم هنردوست از مقابل تالار وحدت تشييع شد.

به گزارش خبرنگار تلويزيون مهر، چه سخت است کار خبرنگاران که بايد عزادار پرواز يکي ديگر از هنرمندان خوب عرصه سينما و تلويزيون باشيم. صبح امروز جمع زيادي از مردم با لباس‌هايي سياه براي تشييع پيکر گلدره جمع شده‌اند. جمعيت مردم به حدي زياد است که هنرمندان در ميان آنها ناپديد شده اند. ساعت 9:30 پيکر پوپک گلدره روي دستان مردم وهنرمندان جاي مي گيرد و با گفتن لا اله الا الله به داخل تالار هدايت مي شود.

قاب عکس او در دست چند خانم خودنمايي مي کند. ساعت متوقف شده عمر پوپک گلدره فضاي تالار وحدت را در سيطره خود درآورده است. عکاسان خبري مرتب در حال فلاش زدن روي شبنم‌هايي هستند که ناخودآگاه از گوشه چشم حاضران مي‌چکد. حضور شاپرک‌ها را در اطراف تالار وحدت حس مي‌کنم که آمده اند تا پيکر سرد پوپک گلدره را همراه خود ببرند. هوا پر از عطر غربت است.

مادر گلدره در حالي که شالي سفيدرنگ بر سر دارد، مي گويد: « پوپک عاشق سينما بود و من معتقدم که مرگ پايان کبوتر نيست. دختر من روز تولد حضرت محمد (ص) و روز عيد پاک از دنيا رفت. وقتي اين اتفاق براي پوپک افتاد، من او را به خدا سپردم و حالا هم متاسف نيستم، چرا که مرگ و زندگي دست خداست. »

محمدرضا جعفري جلوه، معاون سينمايي وزارت ارشاد، در حالي که قطرات اشک در چشمانش حلقه زده بود، گفت: « پوپک گلدره هنرمند توانايي بود، اما مرگ از او تواناتر بود. او هشت ماه در مرز مرگ و زندگي بود. او هشت ماه مرگ را به ما و اهل هنر يادآوري کرد. ياد مرگ انسان را به ياد زيستن مي اندارد. واقعاً خوب زيستن چيست؟ پوپک گلدره تابلوي مصوري در ميان ما بود و ما بايد پر گشودن و براي آسمان زيستن را فرا بگيريم. »

پدر گلدره هم با اشاره به مردم گفت: « اين جمعيت نمونه بارزي است که با عشق آمده اند. پوپک هميشه به من مي گفت که بابا هنر کجا و من کجا؟ » بعد از صحبت هاي پدر گلدره، پيکر پوپک به سوي قطعه هنرمندان رفت تا اين بار خواب ابدي را هم تجربه کند.

پوپک گلدره يکشنبه هفته جاري پس از هشت ماه بيهوشي، در سن 34 سالگي دار فاني را وداع گفت.

نوشته شده در: شنبه دوم اردیبهشت 1385 ساعت : 15:23 نويسنده :نصرت الله خلیلی - لينك ثابت
موضوع : ()

استقلال به قهرمانی رسید
برای نمایش بزرگترین اندازه كلیك كنید

برای نمایش بزرگترین اندازه كلیك كنید

استقلال ۴ - برق ۱

گل ها : عنایتی ۲ گل و سیاوش اکبرپور ۲ گل

یکی آقای گل و دیگری بهترین بازیکن میدان انتخاب شدند

نوشته شده در: شنبه دوم اردیبهشت 1385 ساعت : 15:2 نويسنده :نصرت الله خلیلی - لينك ثابت
موضوع : ()

حاشیه بازی استقلال با برق شیراز
 
استقلال سرانجام موفق شد با رهبري امير قلعه نوعي ليگ حرفه اي را فتح كند . اين تيم در هفته پاياني رقابتها با پيروزي 4 بر 1 مقابل برق شيراز عنوان نخست را از ان خود كرد. انچه در زير مي بينيد حواشي ديدار دو تيم است:


نوشته شده در: شنبه دوم اردیبهشت 1385 ساعت : 14:57 نويسنده :نصرت الله خلیلی - لينك ثابت
[ ادامه مطلب ] موضوع : ()

ورزش
استقلال قهرمان لیگ ۸۵ شد!
نوشته شده در: جمعه یکم اردیبهشت 1385 ساعت : 21:32 نويسنده :نصرت الله خلیلی - لينك ثابت
موضوع : ()