| پیگیری های خود را در خصوص حضور در لیگ قهرمانان آسیا ادامه می دهیم/ استقلال باید پرسپولیس را می برد |
|
| محمد رضا بهمنی بازرس سازمان تربیت بدنی در باشگاه استقلال گفت: شنیده ام بن همام اعلام کرده حذف استقلال از رقابت های لیگ قهرمانان آسیا به دلیل اهمال مسئولان این باشگاه بوده با این حال این موضوع چیزی را برای ما عوض نمی کند. | |
|
محمدرضا بهمنی در گفتگو با خبرنگار مهر ضمن بیان این مطلب تصریح کرد: ما از طریق وکیل خود پیگیر این مساله شده ایم و از طریق او هم به کار خود ادامه خواهیم داد. |
| موقعیت های گل استقلال و پرسپولیس برابر بود/ در فوتبال امروز به موقعیت امتیاز نمی دهند |
|
| سرمربی تیم فوتبال استقلال پس از تساوی یک بر یک تیمش برابر پرسپولیس در جمع خبرنگاران گفت : هر دو تیم بازی خوب و قابل قبولی را به نمایش گذاشتند . | |
|
به گزارش خبرنگار مهر ، عبدالصمد مرفاوی با بیان این مطلب در جمع خبرنگاران گفت: همان طور که انتظار می رفت دو تیم نتواستند مطابق انتظار ظاهر شده و بازی قابل قبول خود را به نمایش بگذارند علت این امر نیز حساسیت بالای بازی بود که اجازه کارکردن به دو تیم را نداد . |

| اسفندیار منفرد زاده در آثارش بیشتر از غریزه و ذوق درونی خویش بهره می گرفت |
|
اسفندیار منفرد زاده متولد سال 1319 در شهر تهران می باشد. وی بعد از اتمام هنرستان موسیقی وارد دانشکده ی هنرهای زیبای دانشگاه تهران شد ولی بعد از دو سال و نیم آن را رها کرد. بار دیگر بعد از ساختن موسیقی فیلم قیصر از آثار برجسته مسعود کیمیایی برای مدت 9 ماه جهت ادامه تحصیل به شهرهای برلین و وین رفت ولی آنجا نیز تحصیلات خود را نیمه کاره رها کرد. او در آثارش بیشتر از غریزه و ذوق درونی خویش بهره می گرفت. او نزدیک به هشت سال با رادیو در زمینه آهنگسازی همکاری داشت و در حدود 5 سال نیز در اداره فعالیت های فوق
| هدیه تهرانی |
|

| عکس |
|

|
|

| گزارش تصویری از بیمارستان |
|











| مارلون براندو |
|
Marlon Brando مارلون براندو

من هیچوقت شاگرد با ادبی نبوده ام
- در اتوبوسی به نام هوس -
براندو، متولد سال1924 در اوهاما، نبراسکا، قبل از بازی در "اتوبوسی به نام هوس" از الیاکازان ، در نسخه تئاتری همین فیلم ، اثر استانلی کووالسکی در برادوی ظاهر شده بود. شخصیت براندویی با این فیلم ( اتوبوسی به نام هوس) به ظهور رسید« مرد یاغی و بدوی وبی ثباتی که همه چیز را برای خود می خواست». معهذا ، رنگین نامه هایی که این کلیشه را پروبال می دادند ، نقش های متفاوت دیگری را که این بازیگر «سبک دار» ایفا کرده بود ، ندید می گرفتند:
آدم افلیج مردان ( 1950 ، اولین فیلم او)
انقلابی مکزیکی در " زنده باد زاپاتا" 1952
مارک آنتونی در " جولیوس سزار" 1953
و سردسته اوباش موتورسوار در" وحشی" 1954
به یادماندنی ترین نقش او در اوایل کار در فیلم " در بارانداز 1954" بود. اینجا نیز وی نقش مردی طبعا خشن و بی ثبات را ایفا کرد ، ولی درونمایه های عطوفت و آسیب پذیری را در شخصیت وی به خوبی نشان داد و با این ترتیب یکی از عالی ترین بازی های سینمایی را ارائه کرد.
براندو هیچگاه احساس تحقیرش را نسبت به حرفه خود پنهان نکرده: شاید این تحقیر بیشتر متوجه جنبه تجاری صنعت سینماست تا خود بازیگری ، ولی این امر منجر به بی خیلی و نتیجتا چند کار خراب شده است:
Desiree دزیره 1954
چای خانه ماه اوت 1956
سایونارا 1957
قصه های شبانه 1964
و فیلم " کندی Candy " در سال 1968
اما کثرت نقش های او گیج کننده است: از شکسپیر تا موزیکال ، از درام تا کمدی . در " مردها و عروسک ها" در نقش اسکای مسترسون همه را مجذوب کرد. در " شورش در کشتی بونتی" نقش فلچرکریسچن ضعیف النفس را داشت. ساخت " بونتی " مصادف بود با قطع پیوند براندو با صاحبان هالیوود که از تاخیرهای طولانی در کار فیلم گله داشته و مدعی بودند که ناز و اداهای براندو مسبب آن است. حال چقدر این ادعا صحت داشته و روایت براندو از این ماجرا چه می باشد نکاتی است که همچنان در پرده ابهام است زیرا که این بازیگر به تدریج از افکار عمومی کنار کشیده و اغلب اوقات را در هاوایی می گذراند. در 1960 " سربازهای یک چشم" را کارگردانی کرد و در " تعقیب" و " انعکاس در چشمان طلایی" بازی کرد ، و سپس در 1972 در نقش دون کورلئونه در " پدرخوانده" ظاهر شد. هنگامی که آکادمی اسکار اورا به عنوان برنده برگزید ، وی زن سرخپوستی را برای گرفتن جایزه ، از جانب خود مامور کرد تا به این وسیله توجه عمومی را به وضع رقت بار سرخپوستان آمریکایی جلب کند. وی روز به روز بیشتر معطوف مسائل و مشکلات بشری شده و فیلم های اخیر او نشانگر این گونه تمایلات سیاسی و اجتماعی اوست:
اینک آخرالزمان ، فرمول و فصل سفید خشک.
براندو اینک عنوان بازیگر « متدیست و صاحب سبک » و افتخار همراهی با استنلی کووالسکی را پشت سر نهاده و در عالم حرفه ای که خود به آن چندان ارجی نمی نهد صاحب مقامی خدایگونه است!
جایزه اسکار
1.نامزد دریافت جایزه اسکار در سال 1951 به خاطر " اتوبوسی به نام هوس".
2.نامزد دریافت جایزه اسکار در سال 1952 به خاطر"زنده باد زاپاتا".
3.نامزد دریافت جایزه اسکار در سال 1953 به خاطر" جولیوس سزار".
4.برنده اسکار بهترین بازیگر مرد در سال 1954 به خاطر " One The Waterfront".
5.نامزد دریافت جایزه اسکار در سال 1957 به خاطر" سایونارا".
6.برنده اسکار بهترین بازیگر مرد در سال 1972 به خاطر" The Godfather".
7.نامزد دریافت جایزه اسکار در سال 1973 به خاطر" آخرین تانگو در پاریس".
8.نامزد دریافت جایزه اسکار در سال 1989 به خاطر" A Dry White Season".
مارلون براندو ستاره افسانه ای سينما روز جمعه 2 ژوئيه در سن 80 سالگی پس از مدتها بيماری در بيمارستانی در لس آنجلس درگذشت.
او در سال 1924 در ايالت نبراسکا به دنيا آمد. مادرش الکلی بود و پدرش زنباره ای که در کودکی خانواده اش را ترک گفت.
براندو مدتی مدرسه نظامی رفت و بعد به کارهای مختلفی مشغول شد و نهايتا برای شرکت در کلاسهای بازيگری راهی نيويورک شد و نزد استادش، استلا آدلر متد استانيسلاوسکی را آموخت.
مدتی بعد براندو به مدرسه بازيگری "اکتورز استوديو" که اليا کازان آن رامی چرخاند، راه پيدا کرد و در آنجا زير نظر لی استراسبرگ متد اکتينگ( روشی که بازيگر برای اجرای نقش بايد مدتی آن نقش را زندگی کند) را تکميل کرد.
نمائی از فيلم اخرين تانگو در پاريس
اوپيشکسوت سبکی معروف به "متدی" بود که بلافاصله پس از او بازيگرانی مانند جيمز دين و مونتگومری کليفت و سالها بعد پل نيومن، داستين هافمن و رابرت دونيرو با درخشش خود اين سبک را در سينمای آمريکا تثبيت کردند.
بازی او در نقش استنلی کووالسکی در نمايش اتوبوسی به نام هوس نوشته تنسی ويليامز و به کارگردانی اليا کازان در سال 1947 او را به يکی از بازيگران معتبر صحنه تئاتر آمريکا تبديل کرد.
نخستين حضور براندو بر پرده سينما بازی در فيلم مردان ساخته فرد زينه مان در سال 1950بود. او برای آماده کردن نقشش در اين فيلم بيش از يک ماه خود را در بيمارستان بستری کرد. کاری که از ديد بسياری از بازيگران مجرب آن دوران مانند لارنس اليويه يا کلارک گيبل حماقت محض محسوب می شد.
بازی در فيلم پدرخوانده دوباره براندو را به اوج شهرت رساند
براندو در سال 1952 در نسخه سينمائی نمايشنامه اتوبوسی به نام هوس در کنار ويوين لی بازی کرد که به عنوان يکی از بهترين آثار سينمائی آمريکا شناخته می شود.
او در سالهای دهه 1950 در کنار جيمز دين و مونتگمری کليفت به يکی از ستاره های مشهور هاليوود بدل شد.
شهرت او در سالهای پايانی دهه 1960 کمی افول کرد اما در دهه 1970 با درخشش در فيلم پدرخوانده بار ديگر نامش بر سر زبانها افتاد.
اما مهمترين نقشی که در ابتدای فعاليت سينمائی اش بازی کرد فيلم در بارانداز ساخته اليا کازان بود که نخستين اسکار را برای براندو به ارمغان آورد.
اما بازی درخشان براندو در فيلم پدرخوانده در سال 1972 شايد ماندگارترين نقش سينمائی باشد که يک بازيگر در طول تاريخ سينما بازی کرده است.
چاقی مفرط در سالهای پايانی برای براندو بسيار دردسر آفرين بود
فرانسيس فورد کاپولا کارگردان پدرخوانده برای متقاعد کردن تهيه کنندگان فيلم برای انتخاب براندو تلاش زيادی کرد چرا که عقيده داشتند زمان اين بازيگر ديگر گذشته است.
براندو برای بازی در اين نقش دومين اسکار را بدست آورد که به نشانه اعتراض به نوع به تصوير کشيدن سرخپوستها درهاليوود، از پذيرفتنش سر باز زد و به جای خود يک دختر سرخپوست را برای گرفتن جايزه به روی صحنه فرستاد.
پس از پدرخوانده دوباره نام براندو در جهان سينما مطرح شد. پس از اين بود که براندو در فيلمهای مطرحی مانند آخرين تانگو در پاريس، اينک آخر الزمان و آبگيرهای ميسوری بازی کرد.
نقش کوتاه او در انتهای فيلم اينک آخرالزمان نيز از به ياد ماندنی ترين نقشهای تاريخ سينماست.
شورش در کشتی بونتی
براندو برای بازی در نقش کوتاهی در فيلم سوپرمن بالاترين دستمزد آن زمان را گرفت.
در سال 1991 يکی از يازده فرزند براندو به جرم قتل دوست خواهرش به پنج سال زندان محکوم شد.
مدتی پيش مجله Premiere چاپ آمريکا، در يک رای گيری نقش دون کورلئونه( با بازی براندو) در فيلم پدرخوانده را به عنوان ماندگارترين شخصيت تاريخ سينما برگزيد.
براندو يک بار هم در مقام کارگردان در پشت دوربين قرار گرفت. اين فيلم سربازهای يک چشم نام داشت که در سال 1961 ساخته شد.
در آخرين فيلم، براندو داشت نقش خودش را بازی کرد. نام اين فيلم که به تازگی ساخته شده است برادوی : عصر طلائی است.
براندو هفت بار نامزد دريافت اسکار شد که دوبار به او تعلق گرفت.
فيلم نگاري
:
مردان 1950
اتوبوسي به نام هوس 1951
زنده باد زاپاتا 1952
جوليوس سزار 1953
دزيره 1954
وحشي 1954
در بارانداز 1954
مردها و عروسكها 1955
چايخانه ماه اوت 1956
سايونارا 1957
شيرهاي جوان 1958
فراري 1959
سربازهاي يك چشم 1961
شورش در كشتي بونتي 1962
آمريكايي پليد 1963
داستان تختخواب 1964
نام رمز مريتوري 1965
آپالوزا 1966
تعقيب 1966
ديدار مارلون براندو 1966
كنتسي از هنگ كنگ 1967
انعكاس در چشم طلايي 1967
كندي 1968
بسوزان 1969
شب روز بعد 1969
پدرخوانده 1972
ولگرد نيمه شب 1972
آخرين تانگو در پاريس 1973
آبخيزهاي ميسوري 1976
سوپرمن 1978
اينك آخرالزمان 1979
نبرد براي آمازون 1979
فورمول 1980
فصل سپيد و خشك 1989
فرش من 1990
كريستوفر كلمب 1992
جيمي هاليوود 1994
دون ژوان دو ماركو 1995
جزيره دكتر مورو ۱۹۹۶
شجاع ۱۹۹۷
پول مفت ۱۹۹۸
امتياز ۲۰۰۰
سایر مقالات در مورد مارلون براندو
سایر سایتها در مورد مارلون براندو
| استقلال |
|
از خط حمله راضيام | سینمای ایران "پنج میلیارد تومان" در نیمهی نخست سال فروخت |
|
| ||||
![]() |
| |||
| كاظميان برگ برنده استقلال |
|
| اینم تاج تهران |
|
| مجتبی جباری |
|

| هنري |
|
|
|
|
|
| در گفت و گو با فريدون جيراني ، كارگردان سينما |
|
ناصر ملك مطيعي اولين ستاره ايران بود
در سالهاي ۱۳۴۸ تا ۱۳۴۳
فردين، نقش فرد لات و جوانمرد را بازي مي كندبهروز وثوقي از ۱۳۴۸ تا ،۱۳۵۷ معروف ترين ستاره سينماي ايران مي شود
آنچه امروزه بيش از هر چيز نظر قشر جوان را به خود جلب مي كند، آخرين خبرها در مورد جزئيات زندگي خصوصي بازيگران سينمايي است. بويژه بازيگراني كه به عنوان شخصيتهاي رؤيايي و اسطوره هايي اسرارآميز و ستارگاني درخشان در آسمان سينما ظاهر شده اند. آنطور كه پيداست قهرمان شدن و ستاره گرايي در ايران، سلسله مراتب اجتماعي از ارزشها را به وجود آورده است به گونه اي كه گويا ستارگان مي توانند براي جوانان، همچون پلي ميان دنياي واقعي و دنياي آرماني مطرح باشند. | فریدون فروغی |
|
فريدون را فراموشي و خاموشي كشت
فريدون فروغي را چگونه بايد نوشت كه سكوتي سنگين عاقبت اورادرهم شكست . فريدون فروغي ، چهارمين و آخرين فرزند خانواده ي فروغي در تاريخ 9/11/1329 درتهران متولد شد. او در زمينه ي موسيقي هنرمند كاملي ست . زيرا علاوه بر خوانندگي ، در نواختن گيتار ، پيانو و ارگ مهارت خاصي داشته است و به كار آهنگسازي و ترانه نيز مي پرداخته است. او تنها پسر خانواده بود و سه خواهر به نامهاي (پروانه ، عفت و فروغ) داشت كه هم اكنون در قيد حيات مي باشند. فتح الله فروغي ، كارمنداداره ي دخانيات بود.
| انتخاب شخصيت های ماندگار سينمای ايران |
|
انتخاب شخصيت های ماندگار سينمای ايران

انتخاب شخصيت های ماندگار سينمای ايران ماهنامه فيلم در
يک نظر سنجی از منتقدان و نويسندگان مطالب سينمايی شخصيت های برگزيده تاريخ سينمای ايران را معرفی کرده است. برای انتخاب اين شخصيت ها مجله فيلم از شصت منتقد مطبوعات نظرخواهی کرده، در مجموع نام نزديک به دويست شخصيت سينمای ايران از آغاز تا امروز در انتخاب ها آمده و حتی يک شخصيت صامت يعنی حاجی آقا در فيلم حاجی آقا آکتور سينما نيز در ميان برگزيدگان است.| محمد علی فردین |
|
فردین
درست 14 سال از خاموشی یکی از نام های بزرگ سینمای پیش از انقلاب ایران محمد علی فردین می گذرد. محمد علی فردین با نام هنری فردین از بزرگ ترین هنرپیشگان سینمای ایران در دهه ی 30 خورشیدی بود که سر انجام بعد از بیست سال دوری از سینما در سال 1379 به علت ایست قلبی در گذشت. وی علاوه بر هنر پیشگی قهرمان کشتی ایران در مقام دوم المپیک نیز بود . وی فعالیت در سینما را با فیلم ( چشمه ی آب حیات )در سال 1338 آغاز کرد و آخرین فیلمی که در آن به ایفای نقش پرداخت فیلم ( برزخی ها ) محصول سال 1361 بود .
پس از مرگش 4 کتاب درباره ی زندگی او منتشر شد و علاوه بر فردین را می توان تنها هنر مند عرصه ی سینما دانست که به ادبیات نیز راه پیدا کرده است . محمد علی فردین دست کم در دو دهه ی مرد اول چهره ی معروف سینمای ایران بود . اگر چه مقام او در فیلم هایش که زمانی هم به سینمای فردین معروف شد دست خوش تغییرات بوده است . می توان سینمای فردین را سینما برای سینما دانست اما برخی از روشن فکرا ن لقبی به این گونه سینما دادند که به فیلم فارسی معروف شد .
سینمایی که مجموعه ی وسیعی از مردم کوچه و بازار هواخواه آن هستند. به آن نام های گوناگونی چون هنر لاله زاری _ هنر خاکی _ کوچه بازار ... داده شده است. وی نخستین فیلم هایش را در سال های 1338 تا 1339 بازی کرد . ( چشمه ی آب حیات و فردا روشن است از ساخته های سیامک یاسمی و سردار ساگر ) اما با فریاد نیمه شب ( ساموئل خاچیکیان ) که در تابستان 1340 به نمایش در آمد در نقش جوان بزن بهادری بازی کرد که او را به چهره ی مرد اول نزدیک کرد. به فاصله ی کوتاهی فیلم بیوه های خندان ( نظام فاطمی ,1340) به نمایش در آمد که از آن به عنوان آغاز گاه سینمای فردین استفاده می شد . وی در این فیلم نقش تعمیر کار جوانی را بازی می کرد که اغلب بینندگان در چهره ی او نجابت درونی پاکیزگی اخلاقی و چهره ی فاتح و قهرمان طبقه ی محروم را می دیدند و دختری فریاد می کشد ( خسرو پرویزی 1340 ) بر جنبه های قهرمانی مرد اول تاکید بیشتری شد. اما فیلم های طلای سفید ( جمشید شیبانی ) گرگ های گرسنه ( محمد علی فردین و نظام فاطمی ) و زمین تلخ که هر سه در سال 1341 به نمایش در آمدند و تحت تاثیر فیلم های جنایی و پلیسی ساخته شده بودند. هیچ امتیازی برای فردین در مقام مرد اول نداشتند. در زن ها فرشته اند ( اسماعیل پور سعید 1342) فردین در نقش یک کلاه مخملی پاک دل ظاهر شد. که همه ی خصوصیات قهرمان فیلم دختری فریاد می کشد را یک جا در خود دارد. به اضافه ی شور و ایمان مذهبی با آقای قرن بیستم ( سیامک یاسمی 1343) تصویری از فردین ارائه شد که تا سال ها بازتاب آن د رسینمای ایران انعکاس فراوانی داشت .
در فیلم های انسان ها و قهرمان قهرمانان و خوشکل خوشکلا و گنج قارون که در طول سالهای 1343 . 1344 به نمایش در آمدند تاثیر پذیری از آقای قرن بیستم کاملا بارز است .در سالهای نیمه ی دوم دهه ی 1340 فیلم هایی که در مکتب گنج قارون ساخته شدند.اگر چه هیچ کدام شهرت و محبوبیت گنج قارون را به دست نیاوردند کمابیش زندگی همان قهرمان آس و پاس و شاد و خوش قلب و بی غل وغش را تصویر می کردند که در نزد توده ی بینندگان چهره ی کاملا آشنا بود . این آشنایی از فرط تکرار دیگر همچون گذشته بینندگان را متاثر نمی ساخت . و حس کنجکاوی آنها را بر نمی انگیخت . در حقیقت آن چه زمانی باعث پیدایش و رونق سینمای فردین شده بود به تدریج موجب از اعتبار افتادن او در نزد بینندگان سینما شد. جنبه های قهرمانی مرد اول که با خیال بافی و حادثه سازی آمیخته بود پس از گذشت تقریبا 2 دهه صورت کاملا مضحکی پیدا کرده بود . در سال های اول 1350 فیلم سازی و به تریق اولی فیلم فردینی دیگر به هیچ وجه قابلیت رقابت با فیلم های خارجی را نداشت . در حقیقت فردین یا سینما ی فردین توانست توده ی بینندگان را با سینمای ایران آشنا کند و یا در واقع آشتی دهد . اگر چه پسند و ذائقه ی همین بینندگان در جریان زمان دستخوش تغییرات بسیار شد . محمد علی فردین بعد از انقلاب 57 هم در یک فیلم ایفای نقش کرد به نام برزخی ها که موضوع آن تعداد ی مجرم در روز 22 بهمن 57 از زندان می گریزند . در یکی از مراسم هایی که فردین حضور داشت ( رضا کیانیان ) وقتی بالای صحنه رفت حضور او را مایه ی افتخار سینمای ایران دانست و سالن به احتران او به پا خواست و فردین گریست . اما دیگر فیلم های فردین آن قبولیت عام را نیافت و یکباره این ستاره ی بی چون و چرا ی سینمای ایران از دیدگان همه محو شد . حالا بماند که خبر هایی رسید که فردین نامه های ادیده ای به شخص اول مملکت هم نوشت و رخصت فعالیت دو با ره را خواسته بود . اما با جواب های کوبنده ای مواجه شد . وقتی عشق یک انسان را از او جدا می کنند که در مورد فردین این عشق همان سینما و بازیگریست انسان کاری جز گوشه نشینی نمی تواند بر گزیند . زمان فوت فردین یک روز نامه تیتر جالبی زده بود . این که فردین فوت نکرد .... فردین دق کرد . محمد علی فردین در فروردین 1379 در 70 سالگی چشم از جهان فرو بست . مرگ محمد علی فردین ایران را به جنب و جوش وا داشت و مراسم تشییع او را به یکی از خاطره انگیز ترین مراسم وداع مردم با هنر مند محبوبشان بدل کرد . به فاصله ی اندکی 4 کتاب در باره او منتشر شد . توجه به همین مسئله کافیست که کیومرث پور احمد یکی از برجسته ترین فیلم سازان پس از انقلاب پس از چندین دهه فیلم گل یخ را از روی سلطان قلبهای وی را ساخت و فیلم را به روح وی تقدیم کرد ... یادش شاد و نامش گرامی باد.
در آخر با احترام به روح بلند هنرمند ایرانی "" محمد علی فردین "" تاسف برای عمر کوتاه در بازیگری در این مملکت و نهایت احترام به خواست خود هنرمند در اوایل انقلاب و سرکوبی بی دلیلی که موجب خاموشی شور عشق در انسانی آزاده شد از دیگر قربانی این وقایع در دید نویسندگی و قلم گیری ذهن های نیمه خاموش از بزرگ مرد ادبیات ایران "" احمد شاملو "" چند جمله ذکر می کنم :
در دنیای بی قانون که اداره و هدایتش یه دست اوباش و دیوانگان افتاده هنر چیزیست در حد تنقلات .... از آن امید نجات بخشی نمی توان داشت ...
در دید حق گرای انسانی شما بگویید ... چرا ؟؟؟ چرا تظاهرات سکوت را در گلو نگه داشته اید ... برای او دیگر تاسف ما کاری از پیش نمی برد.
|
|

| پرسپوليس خواستار تجديدنظر براى آرى هان شد |
|
| فرهاد |
|
| بهروز وثوقی |
|
|
Behrooz Vosooghi (Actor) |
|
نام: بهروز وثوقي تاريخ تولد: 1316
همسر سابق گوگوش (فائقه آتشين) برادر چنگيز و شهراد وثوقي (بازيگران سينما) |
|
|
بيوگرافي |
|
بخشي از فيلمشناسي |
|
- متولد سال 1316 در خوي. - داراي مدرك تحصيلي ديپلم - فعاليت در زمينه دوبله (1337) - فعاليت در زمينه تئاتر (1356) - مهاجرت به آمريكا (1359) |
طوفان در شهر ما (1337) صد كيلو داماد (1340) لذت گناه (1343) خداحافظ تهران (1345) هاشم خان (1345) دالاهو (1346) زني به نام شراب (1346) بيگانه بيا (مسعود كيميايي - 1347) دزد سياهپوش (1347) قيصر (مسعود كيميايي - 1348) پنجره (جلال مقدم - 1349) رضا موتوري (مسعود كيميايي - 1349) طوقي (علي حاتمي - 1349) ليلي و مجنون (1349) داش آكل (مسعود كيميايي - 1350) رشيد (1350) فرار از تله (جلال مقدم - 1350) بلوچ (مسعود كيميايي - 1351) دشنه (1351) تنگسير (امير نادري - 1352) خاك (مسعود كيميايي - 1352) نفرين (ناصر تقوايي - 1352) |
| « کازابلانکا » بهترين فيلمنامه تاريخ سينما شد |
|
فيلمنامه فيلم « کازا بلانکا » محصول سال 1942 صدرنشين فهرست بهترين فيلمنامههای تاريخ سينما شد.
به گزارش خبرگزاری مهر، صنف نويسندگان آمريکا با انتشار بيانيه ای فهرست 101 فيلمنامه برتر تاريخ سينما را منتشر و فيلمنامه فيلم سياه و سفيد « کازابلانکا » محصول استوديو برادران وارنر را به عنوان بهترين فيلمنامه تاريخ سينما معرفی کردند.
جوليوس و فيليپ اپستين و هاوارد کوچ در سال 1941 فيلمنامه « کازابلانکا » را به رشته تحرير درآورند و اين فيلم با حضور همفری بوگارت و اينگريد برگمن کليد خورد. موفقيت « کازابلانکا » در شرايطی رقم خورد که هزار و 400 فيلم برای تصاحب اين عنوان نامزد شده بودند. در اين ميان مقام دوم جدول به فيلم « پدرخوانده » رسيد.
وودی آلن، فرانسيس فورد کاپولا و بيلی وايلدر چهره هايی هستند که هر کدام با چهار فيلمنامه در ليست برترين ها حضور دارند. چارلی کافمن، ويليام گلدمن و جان هيوستن با سه فيلمنامه حضورشان را اعلام کرده اند.
فهرست ده فيلمنامه تاريخ سينما به شرح ذيل است:
1. کازا بلانکا
2. پدرخوانده
3. محله چينی ها
4. همشهری کين
5. همه چيز درباره ايو
6. آنی هال
7. سانست بلوار
8. شبکه
9. بعضی ها داغشو دوست دارند
10. پدرخوانده 2
| پيكر پوپك گلدره تشييع شد |
|
پيکر پوپک گلدره، هنرمند عرصه تلويزيون و سينما، صبح امروز با حضور معاونت سينمايي و جمعي از هنرمندان و مردم هنردوست از مقابل تالار وحدت تشييع شد.
به گزارش خبرنگار تلويزيون مهر، چه سخت است کار خبرنگاران که بايد عزادار پرواز يکي ديگر از هنرمندان خوب عرصه سينما و تلويزيون باشيم. صبح امروز جمع زيادي از مردم با لباسهايي سياه براي تشييع پيکر گلدره جمع شدهاند. جمعيت مردم به حدي زياد است که هنرمندان در ميان آنها ناپديد شده اند. ساعت 9:30 پيکر پوپک گلدره روي دستان مردم وهنرمندان جاي مي گيرد و با گفتن لا اله الا الله به داخل تالار هدايت مي شود.
قاب عکس او در دست چند خانم خودنمايي مي کند. ساعت متوقف شده عمر پوپک گلدره فضاي تالار وحدت را در سيطره خود درآورده است. عکاسان خبري مرتب در حال فلاش زدن روي شبنمهايي هستند که ناخودآگاه از گوشه چشم حاضران ميچکد. حضور شاپرکها را در اطراف تالار وحدت حس ميکنم که آمده اند تا پيکر سرد پوپک گلدره را همراه خود ببرند. هوا پر از عطر غربت است.
|
|
مادر گلدره در حالي که شالي سفيدرنگ بر سر دارد، مي گويد: « پوپک عاشق سينما بود و من معتقدم که مرگ پايان کبوتر نيست. دختر من روز تولد حضرت محمد (ص) و روز عيد پاک از دنيا رفت. وقتي اين اتفاق براي پوپک افتاد، من او را به خدا سپردم و حالا هم متاسف نيستم، چرا که مرگ و زندگي دست خداست. »
محمدرضا جعفري جلوه، معاون سينمايي وزارت ارشاد، در حالي که قطرات اشک در چشمانش حلقه زده بود، گفت: « پوپک گلدره هنرمند توانايي بود، اما مرگ از او تواناتر بود. او هشت ماه در مرز مرگ و زندگي بود. او هشت ماه مرگ را به ما و اهل هنر يادآوري کرد. ياد مرگ انسان را به ياد زيستن مي اندارد. واقعاً خوب زيستن چيست؟ پوپک گلدره تابلوي مصوري در ميان ما بود و ما بايد پر گشودن و براي آسمان زيستن را فرا بگيريم. »
پدر گلدره هم با اشاره به مردم گفت: « اين جمعيت نمونه بارزي است که با عشق آمده اند. پوپک هميشه به من مي گفت که بابا هنر کجا و من کجا؟ » بعد از صحبت هاي پدر گلدره، پيکر پوپک به سوي قطعه هنرمندان رفت تا اين بار خواب ابدي را هم تجربه کند.
پوپک گلدره يکشنبه هفته جاري پس از هشت ماه بيهوشي، در سن 34 سالگي دار فاني را وداع گفت.
| استقلال به قهرمانی رسید |
|
| حاشیه بازی استقلال با برق شیراز |
|
| ورزش |
|